Chihiru's Room

سلام خوش آمدید

#3

با اینکه حدودا دو سه روزی هست که وصل شدم و کلی منتظرش‌ بودم اینبار به خواسته خودم از تلگرام و هر اپی که باید براش هزار جا رو چک میکردم و دست به دامن هزار تا فایل و کانفینگ‌ میشدم لاگ‌اوت کردم.

حال درستی ندارم و تلاش کردن واسه فرستادن یه پیام ساده بیش از حد ازم انرژی می‌برد.

هیچ حس خوبی به امتحانای پایانترمم‌ ندارم و مشروط میشم. نمیدونم.

از همه چیز بیش از حد خستم.راست‌ش واقعا اینبار احساس میکنم برخلاف دفعه های قبل من مقصرش نیستم و زیاد از حد از همه طرف داره بهم فشار وارد میشه.

به کل امیدم نسبت به آینده از بین رفته و نمیدونم این ادامه دادن تهش چی میتونه باشه.

وضعیت امنیت جایی که توش به اصطلاح زندگی میکنم.

وضعیت خانواده و جایی که به اصطلاح توش امنیت روانی "مثلا" دارم.

بقیه چیز‌ا هم‌ واقعا بماند.

واقعا دوست ندارم انسان باشم.دوست ندارم مغز داشته باشم. دوست ندارم ذره ای از هر احساسی رو تجربه کنم.

دلم یه بی حسی مطلق میخواد.

  • Chihiru ‌雨

#2

1.خوابم نمیبره.پیامکا‌ وصل شد و اولین کاری که کردم به همه دوستام‌ پیام دادم.داشتم دیوونه میشدم.

2.سقوط بر روی تو رو برای بار ۳ام دارم ریواچ میکنم.شما رو نمیدونم ولی تنها کیدراماییه‌ که هر بار ببینم برام تازه اس

کشته مرده این دوتام TT یه همچین عشقی نیاز دارم توی زندگیم TT

3.دوسش دارم 3> وقتی اومد توی زندگیم که از هر عشق و احساسی خالی بودم و دلم نمیخواست وارد رابطه شم.

4. واسه ی امتحانا اونجور که باید درس نمیخونم. کاش حضوری بود‌.میوفتم TT

5.ناراحتم.

  • Chihiru ‌雨

#1

بعد از‌ دو سال پست روزمره از وبلاگ تازه تاسیس؟

حتی یادم نمیاد قبلا‌چجوری میتونستم صفحه پست رو از رشته کلمات توی مغزم پر کنم.

ولی الان مغزم پر شده از حسایی‌ که اصلا دوستشون ندارم.

اکثر وقتا سعی میکنم مغزم جلوی قلبم رو بگیره و خیلی چیزا رو بروز‌ ندم ولی یه وقتا واقعا کم میارم.

هزار تا اگر و‌ اما تو سرم داره میچرخه ولی خسته تر از اونم‌ که واکنش نشون بدم چون تهش همیشه یه مکالمه کپی شده جوابم میشه.

 

  • Chihiru ‌雨
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۲ دی ۰۴ ، ۲۰:۳۸
  • Chihiru ‌雨